|
عاشقان خدا
عاشقان خدا
دو شنبه 25 ارديبهشت 1398(بازدید ), :: 21:57 :: نويسنده : هادی سلام سفر تمام شد سفری که خدا قابلم دانست و به خانه خود دعوتم کرد سفری بود پر از خاطرات خوش و به یادماندنی امیدوارم خدا قبول کنه برا خیلی ها دعا کردم خدایا ,مهربانا ,معبودا ,کریما ! یاورم باش تا باورم را از دست ندهم نصیرم باش تا اسیر دنیا نشوم روزی کن تا دوباره به زیارت خانه ات بیایم. دو شنبه 25 ارديبهشت 1398(بازدید ), :: 21:20 :: نويسنده : هادی خداوندا!تو راسپاس که قابلم دانستی و به زیارت خانه ات دعوتم کردی خداوندا!تو را شکر که توفیق دادی در حریم حرمت محرم شوم , لبیک بگویم بر گرد خانه ات طواف کنم روز ها وشب های با صفای حرم ومسجدالحرام,هرگز از یادم نخواهد رفت و لحظات حضور در کنار بیت الله و چرخیدن به دور مقدس ترین بقعه عالم و طواف بر گرد قبله توحید و کانون جاذبه های الهی ارزنده ترین خاطرات من از این سفر است. خداوندا! توفیق بده که گرد وغبار نیسان و غفلت بر این خاطرات نورانی نیفشانم. یاری ام کن تا عهد بندگی را از یاد نبرم. آمین دو شنبه 28 فروردين 1398(بازدید ), :: 4:47 :: نويسنده : هادی
مژده بده! مژده بده! یار پسندید مرا سایه ی او گشتم و او برد به خورشید مرا جان بلا دیده منم، گریه ی خندیده منم یار پسندیده منم، یار پسندید مرا کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نماز کان صنم قبله نما خم شد و بوسید مرا پرتو دیدار خوشش تافته در دیده ی من آینه در آینه شد دیدمش و دید مرا آینه خورشید شود پیش رخ روشن او تا به نظر خواه و ببین ک آینه تابید مرا گوهر گم بوده نگر تافته بر فرق فلک گوهری خوب نظر آمد و سنجید مرا نور چو فواره زند بوسه بر این باره زند رشک سلیمان نگر و هیبت جمشید مرا چون سر زلفش نکشم سر ز هوای رخ او باش که صد صبح دمد زین شب امید مرا پرتو بی کیف منم جان رها کرده تنم تا نشوم سایه ی خود باز نبینید مرا یک شنبه 20 فروردين 1398(بازدید ), :: 6:39 :: نويسنده : هادی از امروز میخوام هر روز آپدیت نود 32 را بذارم 91/1/27
Username:TRIAL-64586583 Username:TRIAL-64485256 Username:TRIAL-64485311 Username:TRIAL-64485327 Username:TRIAL-64485336 Username:TRIAL-64485336 Username:TRIAL-64318153 Username:TRIAL-64318153 Username:TRIAL-64318153 Username:TRIAL-64586507 Username:TRIAL-64586542 Username:TRIAL-64586541 Username:TRIAL-64586535
دو شنبه 7 فروردين 1398(بازدید ), :: 5:9 :: نويسنده : هادی اینجا هر چی دلت می خواد واسه خدای مهربون بنویس شنبه 19 فروردين 1391(بازدید ), :: 5:51 :: نويسنده : هادی بیایید یادمان باشد که ما انسانیم و به یاد زنده ایم. تا بجویم و بشناسم استفاده کنم که به کسی جز تو دل نبندم که همه فانی اند و تو تنها کسی تا از هیچ ﮐس غمی به دل نگیریم و با همه با تمام وجود محبت کنیم آغوش مهربانت را همیشه به رویم بازگذار تا هر گاه دلم گرفت جایی و پناهی شنبه 19 فروردين 1391(بازدید ), :: 1:37 :: نويسنده : هادی
جمعه 18 فروردين 1391(بازدید ), :: 5:26 :: نويسنده : هادی
دو شنبه 14 فروردين 1391(بازدید ), :: 4:40 :: نويسنده : هادی تقدیم به مادرم
دو شنبه 14 فروردين 1391(بازدید ), :: 4:33 :: نويسنده : هادی حتما بخونید لازمه برا هممون
دو شنبه 7 فروردين 1391(بازدید ), :: 5:12 :: نويسنده : هادی خدایا به خاطر این که هرگز تنهایم نمی گذاری از تو سپاسگزارم. جمعه 4 فروردين 1391(بازدید ), :: 5:4 :: نويسنده : هادی
دو شنبه 29 اسفند 1390(بازدید ), :: 20:57 :: نويسنده : هادی
امسال همراه با یا مقلب این را هم زمزمه کنیم گشت گرداگرد مهر تابناک ایران زمین روز نو آمد و شد شادی زندر کمین _______________________________________________________________ امیدوارم سالی پر از مهر و محبت داشته باشین
عید آمد وما حواسمان تازه نشد از اصل نشد اساسمان تازه نشد شد تازه زمین وآسمان اما ما افسوس به جز لباسمان تازه نشد دو شنبه 29 اسفند 1390(بازدید )برچسب:ادامه مطلب, :: 4:43 :: نويسنده : هادی هر چند هوای آسمانم برفی است بی حوصله گی هام نه از کم ظرفی است
با خیل فرشتگان سخن میگویم در خانه من سکوت هم پر حرفی است ________________________________________ مردیم و نشد زندگانی بکنیم در سایه نوروز جوانی بکنیم
این قالی چرک مرده این پرده پیر افسوس نشد خانه تکانی بکنیم یک شنبه 28 اسفند 1390(بازدید ), :: 5:19 :: نويسنده : هادی
جمعه 26 اسفند 1390(بازدید ), :: 5:1 :: نويسنده : هادی يک روز کارمند پستي که به نامه هايي که آدرس نامعلوم دارند رسيدگي مي کرد، متوجه نا مه اي شد که روي پاکت آن با خطي لرزان نوشته شده بود نامه اي به خدا . با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه اين طور نوشته شده بود خداي عزيزم بيوه زني 83 ساله هستم که زندگي ام با حقوق نا چيز باز نشستگي مي گذرد. ديروز يک نفر کيف مرا که صد دلار در آن بود دزديد. اين تمام پولي بود که تا پايان ماه بايد خرج مي کردم. يکشنبه هفته ديگر عيد است و من دو نفر از دوستانم را براي شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چيزي نمي توانم بخرم . ? هيچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگيرم. تو اي خداي مهربان تنها اميد من هستي به من کمک کن. کارمند اداره پست خيلي تحت تاثير قرار گرفت و نامه را به ساير همکارانش نشان داد. نتيجه اين شد که همه آنها جيب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاري روي ميز گذاشتند. در پايان 96 دلار جمع شد و براي پيرزن فرستادند. همه کارمندان اداره پست از اينکه توانسته بودند کار خوبي انجام دهند خوشحال بودند. دو شنبه 22 اسفند 1390(بازدید ), :: 4:23 :: نويسنده : هادی از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران
ما گذاشتیم و گذشت آن چه تو باما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران
رفته چو مه به بمحاقم که نشانم ندهند هر چه آفاق بجویند کران تا بکران
میروم تا که به صاحب نظری باز رسم محرم ما نبود دیده کوته نظران
دل چو آیینه اهل صفا شکنند که زخود بی خبرند این ز خدا بی خبران
دل من دار که در زلف شکن در شکنند یادگاریست زهر حلقه شوریده سران
گل این باغ به جز حسرت و داغم نفرود لاله رویا,تو ببخشای به خونین جگران
ره بیداد گران بخت من اموخت تو را ورنه دانم تو کجاوره بیداد گران
سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن کاین بود عاقبت کار جهان گذران
شهریارا غم آوارگی و در بدری شور هادر دلم انگیخته چو نو سفران درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید دلم گرفته، ای خدا این روزا هیچکی غیر تو ، درد من ونمی دونه . دلم گرفته، ای خدا حتی صدامم این روزا به ساز من نمی خونه. دلم گرفته ازهمه از این روزای سوت و کور . از این ترانه مردگی، از این شبهای بی عبور. تمام لحظه های دلم زیر هجوم حادثه منتظر یه راهیه تا دوباره به توبرسه . دلم گرفته، ای خدا گریه امونم نمی ده ،چرا دیگه حتی دلم تو رونشونم نمی ده . گناه بی باوری مو ، خودم به گردن می گیرم. اگر نگیری دستامو ، تو دستای غم می میرم . دلم گرفته ، ای خدا واسه رسیدن به تو ،یه فرصت تازه می خوام . دوباره دستامو بگیر ، مثل روزای بی کسی. دلم گرفته ،ای خدا حتی بهشتو نمی خوام آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|