عاشقان خدا
عاشقان خدا
عاشقان خدا
دو شنبه 25 ارديبهشت 1398(بازدید ), :: 21:57 ::  نويسنده : هادی

سلام

سفر تمام شد

سفری که خدا قابلم دانست و به خانه خود دعوتم کرد

سفری بود پر از خاطرات خوش و به یادماندنی

امیدوارم خدا قبول کنه

برا خیلی ها دعا کردم

خدایا ,مهربانا ,معبودا ,کریما !

یاورم باش تا باورم را از دست ندهم

نصیرم باش تا اسیر دنیا نشوم

روزی کن تا دوباره به زیارت خانه ات بیایم.

دو شنبه 25 ارديبهشت 1398(بازدید ), :: 21:20 ::  نويسنده : هادی

خداوندا!تو راسپاس که قابلم دانستی و به زیارت خانه ات دعوتم کردی

خداوندا!تو را شکر که توفیق دادی در حریم حرمت محرم شوم , لبیک بگویم

بر گرد خانه ات طواف کنم

روز ها وشب های با صفای حرم ومسجدالحرام,هرگز از یادم نخواهد رفت و

لحظات حضور در کنار بیت الله و چرخیدن به دور مقدس ترین بقعه عالم و

طواف بر گرد قبله توحید و کانون جاذبه های الهی ارزنده ترین خاطرات من

از این سفر است.

خداوندا! توفیق بده که گرد وغبار نیسان و غفلت بر این خاطرات نورانی نیفشانم.

یاری ام کن تا عهد بندگی را از یاد نبرم.

آمین

دو شنبه 28 فروردين 1398(بازدید ), :: 4:47 ::  نويسنده : هادی

مژده بده! مژده بده! یار پسندید مرا

سایه ی او گشتم و او برد به خورشید مرا

جان بلا دیده منم، گریه ی خندیده منم

یار پسندیده منم، یار پسندید مرا

کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نماز

کان صنم قبله نما خم شد و بوسید مرا

پرتو دیدار خوشش تافته در دیده ی من

آینه در آینه شد دیدمش و دید مرا

آینه خورشید شود پیش رخ روشن او

تا به نظر خواه و ببین ک آینه تابید مرا

گوهر گم بوده نگر تافته بر فرق فلک

گوهری خوب نظر آمد و سنجید مرا

نور چو فواره زند بوسه بر این باره زند

رشک سلیمان نگر و هیبت جمشید مرا

چون سر زلفش نکشم سر ز هوای رخ او

باش که صد صبح دمد زین شب امید مرا

پرتو بی کیف منم جان رها کرده تنم

تا نشوم سایه ی خود باز نبینید مرا

یک شنبه 20 فروردين 1398(بازدید ), :: 6:39 ::  نويسنده : هادی

از امروز میخوام هر روز آپدیت نود 32 را بذارم

91/1/27

  

Username:TRIAL-64586583
Password:m874t47xpb

Username:TRIAL-64485256
Password:fpjn2fsvj3

Username:TRIAL-64485311
Password:hmrvusxvex

Username:TRIAL-64485327
Password:jnmrxt5rmr

Username:TRIAL-64485336
Password:ete2mnurrx

Username:TRIAL-64485336
Password:ete2mnurrx

Username:TRIAL-64318153
Password:k5n4xs328x

Username:TRIAL-64318153
Password:k5n4xs328x

Username:TRIAL-64318153
Password:k5n4xs328x

Username:TRIAL-64586507
Password:fbjam6786b

Username:TRIAL-64586542
Password:pxk7x66c7h

Username:TRIAL-64586541
Password:36tcxv6jxv

Username:TRIAL-64586535
Password:6uafk7scef


 

دو شنبه 7 فروردين 1398(بازدید ), :: 5:9 ::  نويسنده : هادی

اینجا هر چی دلت می خواد واسه خدای مهربون بنویس
خدا درد دلاتو می شنوه
نمی خواد از کلمات گنده استفاده کنی...به زبون خودت بگو
خدا خیلی بهت نزدیکه

شنبه 19 فروردين 1391(بازدید ), :: 5:51 ::  نويسنده : هادی

بیایید یادمان باشد که ما انسانیم و به یاد زنده ایم.

و گاهی نیاز داریم تا برای خودمان دعا کنیم.

روزها و هر لحظه با خود تکرار می کنم بارالها به من توانی بخش تا همه را دوست

بدارم و به همه عشق بورزم آن سان که تمامی وجودم از عشق سیراب گردد و

ببخشم بیشتر از آنچه بستانم و با همه باشم و در کنار همه بی آنکه متوقع باشم از

آنها .

و بدین سان است که می توان تجلی عشق خداوند را در وجود خودم و دیگران به

وضوح ببینم و مسرور گردم و از این فرصتی زندگانی که به من بخشیده شده

تا بجویم و بشناسم استفاده کنم


خداوندا مرا یاری کن

که به کسی جز تو دل نبندم که همه فانی اند و تو تنها کسی

که می توانم به آن تکیه کنم و پناه برم که وجود تو خانه امنی است برایم.

خداوندا یاریم کن

تا از هیچ ﮐس غمی به دل نگیریم و با همه با تمام وجود محبت کنیم

تا محبت و مهربانی و عشق به سویمان بازگردد.

خداوندا

آغوش مهربانت را همیشه به رویم بازگذار تا هر گاه دلم گرفت جایی و پناهی

برای غصه هایم در خلوت تو داشته باشم و مرا بپذیر که من از تو ام .

شنبه 19 فروردين 1391(بازدید ), :: 1:37 ::  نويسنده : هادی
  هر کجا بوى خـــــــــــــــــــــدا مى آید                 خلق بین بى سر و پا مى آید

زانک جان ها همه تشنه ست به وى                تشنه را بانگ ســــقا مى آید

شـــــــیرخوار کرمـــــــند و نگـــــــران                   تا که مــــــــادر ز کجا مى آید

در فراقــــــــند و هـــــمه منـــــتظرند                   کز کجا وصــــــل و لقا مى آید

از مســـــــلمان و جــــــهود و ترســا                  هر سحر بانــــگ دعــا مى آید

خــــنک آن هوش که در گوش دلــش                 ز آســـمان بانگ صــلا مى آید

گـــــــوش خـــــود را ز جفا پاک کنـید                 زانک بانـــگى ز سمــــا مى آید

گـــــوش آلوده ننوشــــد آن بانــــــگ                  هر سزایى به ســـــزا مى آید

چشـــــم آلوده مکـــن از خد و خــال                 کـــان شهنشـــــاه بقا مى آید

ور شد آلوده به اشکش مى شــوى               زانـک از آن اشـــک دوا مــى آید

کاروان شکر از مصـــــر رســـــــــــید                  شـــــرفه گــــــام و درا مـى آید

هین خمــــــــــش کز پى باقى غزل                  شــــــــاه گوینــــده مـا مى آید



شمس تبریزی
جمعه 18 فروردين 1391(بازدید ), :: 5:26 ::  نويسنده : هادی
  نتایج یک تحقیق جدید علمی نشان می‌دهد ادای بوقت نماز صبح ، بهترین راه برای پیشگیری و درمان بیماریهای قلبی و تصلب شرائین است.


به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از روزنامه اردنی الحقیقه الدولیه، نتایج این تحقیق علمی تائید کننده نتایج تحقیق علمی دیگری است که سال گذشته منتشر شد.

شماری از متخصصان انجمن پزشکان قلب اردن با اعلام نتایج این تحقیق افزودند: ادای بوقت نماز صبح به درمان بیماری های قلبی و تصلب شرائین کمک می کند. گرفتگی عضله قلب باعث سکته قلبی و تصلب شرائین نیز عامل سکته مغزی است.

نتایج این تحقیق که روز یکشنبه در امان منتشر شد نشان می‌دهد انسانی زمانی که مدت زمان طولانی می‌خوابد

تپش قلبش به میزان زیادی کاهش می یابد و به پنجاه تپش در دقیقه می‌رسد.

زمانی که تپش قلب کاهش می یابد گردش خون نیز در عروق و رگها به شدت کند می شود و همین موضوع به رسوب املاح و چربیها در دیواره های عروق و رگها به خصوص در عروق قلب منجر می شود و به انسداد آن می انجامد.

تحقیقات علمی و پزشکی نشان می‌دهد گرفتگی قلب از خطرناکترین بیماریهاست و عامل اصلی بیماری تصلب شرائین و انسداد شاهرگ نیز خواب طولانی مدتی در طول شبانه روز است.

تحقیقات علمی مرکز ملی مطالعات مصر نیز نشان داده است نماز صبح در اول وقت به فعالسازی سلولهای بدن انسان منجر می شود و و نمی گذارد انقسام سلولی به وجود اید . انقسام سلولی به بیماریهای سرطانی منجر می شود .

نماز بموقع صبح همچنین به جلوگیری از سکته های قلبی کمک می کند و فعالیت هرمونهای بدن و گردش خون را تنظیم می کند .
دو شنبه 14 فروردين 1391(بازدید ), :: 4:40 ::  نويسنده : هادی

                                          تقدیم به مادرم

 

 

  کودکی که آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسید: می گویند فردا مرا به زمین می فرستی، اما من به این کوچکی و ناتوانی، چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم.. خداوند پاسخ داد: از میان فرشتگان بیشمارم، یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و حامی و مراقب تو خواهد بود.

اما کودک که همچنان مردد بود، ادامه داد:

اما اینجا در بهشت من جز خندیدن و آواز و شادی کاری ندارم. خداوند لبخند زد: «فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد، تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود».

کودک ادامه داد: (من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند درحالی که زبان آنها را نمی دانم؟) خداوند او را نوازش کرد و گفت : «فرشته تو زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.»

کودک با ناراحتی گفت اما اگر بخواهم با تو صحبت کنم؛ چه کنم؟

اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت «فرشته ات دستهای تو را در کنار هم قرار خواهد داده و به تو می آموزد که چگونه دعا کنی..»

کودک سرش را برگرداند و پرسید: «شنیده ام که در زمین انسانهای بد هم زندگی می کنند؛ پس چه کسی از من محافظت خواهدکرد؟»

فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. کودک با نگرانی ادامه داد: «اما من همیشه به این دلیل که نمی توانم تو را ببینم غمگین خواهم بود.»

خداوند لبخند زد و گفت: «فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد اگر چه، من همیشه در کنار توهستم.»

در آن هنگام بهشت آرام بود اما؛ صدایهایی از زمین بگوش می رسید. کودک می دانست که به زودی باید سفر خود را آغاز کند، پس آنگاه سوال آخر را به آرامی از خداوند پرسید:
«خدایا! اگر بایستی هم اکنون حالا به دنیا بروم، لااقل نام فرشته ام را به من بگو.»

خداوند او را نوازش کرد و پاسخ داد: « نام فرشته ات اهمیتی ندارد ولی می توانی او را «مادر» صدا کنی.»
دو شنبه 14 فروردين 1391(بازدید ), :: 4:33 ::  نويسنده : هادی

                               حتما بخونید لازمه برا هممون

 

 

  گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: فانی قریب .:: من که نزدیکم (بقره/ ۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/ ۲۰۵)
گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/ ۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/ ۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌کنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/ ۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب
دو شنبه 7 فروردين 1391(بازدید ), :: 5:12 ::  نويسنده : هادی

خدایا به خاطر این که هرگز تنهایم نمی گذاری از تو سپاسگزارم.
خدایا به خاطر این که هر گاه در جاده زندگی گام هایم اندکی از راه سست می شود تو با تلنگری به راهم می آوری از تو سپاسگزارم.
خدایا ممنونم که هر زمان تو را از یاد برده ام و حضور سبزت را در کنارم فراموش کرده ام با نازل کردن بلایی کوچک مرا متوجه خود ساخته ای تا به یاد آورم که در برابر اراده بی نهایتت هیچ چیز تاب ایستادگی ندارد.
خدایا از این که می بینم بزرگی چون تو ، همواره مرا زیر نظر دارد و هرگز فراموشم نمی کند سخت به خود می بالم .
خدایا با این که گناه کرده ام ، ناسپاسی نموده ام و حتی گاهی از رحمت بی کرانت ناامید شده ام ، اما تو مهربان هر زمان که درمانده از همه چیز و همه ﮐس شده ام ، باز هم با آغوش باز  پذیرایم بوده ای و در نهایت بزرگواری حمایتم کرده ای .
به راستی ای پروردگار زیبا و مهربان ، در برابر این همه لطف و بخشندگی چه می توانم بگویم؟
این همه سخاوت و کرم را چگونه پاسخگو باشم ؟
خدایا شمار دفعاتی که در نهایت ناباوری و بهت همگان از راه های عجیب و خارق العاده ات در سخت ترین شرایط یاورم بوده ای از حساب بیرون است. تو خود نیک می دانی که بنده ات جز چیزهایی که تو به او بخشیده ای در چنته ندارد . پس تمنا دارم در یافتن راه درست زندگی و به دست آوردن شادمانی ، عشق ، آرامش و سعادت حقیقی یاری ام کنی . چرا که بدون تو هیچ ندارم و با تو از گمان بی نیازم .
خدای من می دانم که با این همه تو باز هم مرا دوست می داری و همیشه و در هر لحظه مواظبم هستی . زیرا این حدیث قدسی ات همواره در ذهنم طنین می افکند:
اگر آنان که از من روی برتافتند می دانستند که چقدر مشتاق دیدارشان هستم ،
هر آینه از شوق جان می سپردند . .

جمعه 4 فروردين 1391(بازدید ), :: 5:4 ::  نويسنده : هادی

خواهشا چیزی هم نگفتین یه نظر خالی بدین تا نومید نشیم
با هم از پیچ و خم و سبز گیاه، تا ته پنچره بالا برویم وببینیم خدا ،پشت این پنجره ها لحظه ای کاشته است ؟! تا خدا فاصله ای نیست ، بیا، با هم ازغربت این نادانی سوی اندیشه ادارک افق مثل یک مرغ غریب لحظه ای ، پر بزنیم ... کاش ، میشد همه سطح پر از روزن دل بستر سبز علف های مهاجر میشد یا همان فهم عجیب گل سرخ یا همین پنجره گرد غروب تا مرا با تو از این سادگی مبهم ترس ببرد تا خود آرامش احساس پر از فهم وصال ! تا خدا فاصله ای بود اگر من چه میدانستم که اقاقی زیباست؟!یا گل سرخ، پر از سر خداست ؟!یا اگر بود که من ، لای اوراق پر از سجده برگ ، رمز تسبیح ! نمی نوشیدم !و از آن رویش مرطوب شعور من و تو ،در دل گرم و پر از شور امید خطی از عشق نمی فهمیدم ! من به پرواز خدا در دل من ، در دل تو مثل هر صبح پر از آیه و نور، بارها ! معتقدم ،و قسم میخورم این بار ، به هر آیه نور تا خدا ،فاصله ای نیست ، بیا


دو شنبه 29 اسفند 1390(بازدید ), :: 20:57 ::  نويسنده : هادی

 

امسال همراه با یا مقلب این را هم زمزمه کنیم

گشت گرداگرد مهر تابناک ایران زمین روز نو آمد و شد شادی زندر کمین
ای تو یزدان ای تو گرداننده مهر و سپهر برترینش کن برایم این زمان و این زمین

_______________________________________________________________

امیدوارم سالی پر از مهر و محبت داشته باشین

 

عید آمد وما حواسمان تازه نشد

از اصل نشد اساسمان تازه نشد

شد تازه زمین وآسمان اما ما

افسوس به جز لباسمان تازه نشد

دو شنبه 29 اسفند 1390(بازدید )برچسب:ادامه مطلب, :: 4:43 ::  نويسنده : هادی
دو شنبه 29 اسفند 1390(بازدید ), :: 4:19 ::  نويسنده : هادی

هر چند هوای آسمانم برفی است

بی حوصله گی هام نه از کم ظرفی است

 

با خیل فرشتگان سخن میگویم

در خانه من سکوت هم پر حرفی است

________________________________________

مردیم و نشد زندگانی بکنیم

در سایه نوروز جوانی بکنیم

 

این قالی چرک مرده این پرده پیر

افسوس نشد خانه تکانی بکنیم

یک شنبه 28 اسفند 1390(بازدید ), :: 5:19 ::  نويسنده : هادی
  خلاصه سال 90 :
قهوه تلخ
استیو جابز
معمر قزافی
اختلاس 3 هزار میلیاردی
... جدایی نادر از سیمین
زنده یاد ناصر حجازی
گل شیفته فراهانی
فرنود
گلدن گلوب
اسکار
اصغر فرهادی
روح ا... داداشی
محمد نصرتی و شیث رضایی
خانه سینما
طلا.دلار.سکه
خشک شدن دریاجه ارومیه.
انفجار کرج با دلیل نا معلوم
استاد شجریان
مبارک
اشکان دژاگه
زنده یاد سیمین دانشور
چارلز والتون
جان مک کارتی
پ نه پ و ترول
خمینی کارتونی
تخم مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرغ
Whitney hoston
تحریم نفت
تسخیر سفارت انگلیس.
سونامی ژاپن
.
.
.
و
هر چی از قلم افتاد رو تو بنویس
جمعه 26 اسفند 1390(بازدید ), :: 5:1 ::  نويسنده : هادی

يک روز کارمند پستي که به نامه هايي که آدرس نامعلوم دارند رسيدگي مي کرد، متوجه نا مه اي شد که روي پاکت آن با خطي لرزان نوشته شده بود نامه اي به خدا . با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه اين طور نوشته شده بود خداي عزيزم بيوه زني 83 ساله هستم که زندگي ام با حقوق نا چيز باز نشستگي مي گذرد. ديروز يک نفر کيف مرا که صد دلار در آن بود دزديد. اين تمام پولي بود که تا پايان ماه بايد خرج مي کردم. يکشنبه هفته ديگر عيد است و من دو نفر از دوستانم را براي شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چيزي نمي توانم بخرم . ? هيچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگيرم. تو اي خداي مهربان تنها اميد من هستي به من کمک کن. کارمند اداره پست خيلي تحت تاثير قرار گرفت و نامه را به ساير همکارانش نشان داد. نتيجه اين شد که همه آنها جيب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاري روي ميز گذاشتند. در پايان 96 دلار جمع شد و براي پيرزن فرستادند. همه کارمندان اداره پست از اينکه توانسته بودند کار خوبي انجام دهند خوشحال بودند.
عيد به پايان رسيدو چند روزي از اين ماجرا گذشت. تا اين که نامه ديگري از آن پيرزن به اداره پست رسيد که روي آن نوشته شده بود نامه اي به خدا. همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنين بود خداي عزيزم. چگونه مي توانم از کاري که برايم انجام دادي تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامي عالي براي دوستانم مهيا کرده و روز خوبي را با هم بگذرانيم. من به آنها گفتم که چه هديه خوبي برايم ? فرستادي البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند

دو شنبه 22 اسفند 1390(بازدید ), :: 4:23 ::  نويسنده : هادی

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران

 

ما گذاشتیم و گذشت آن چه تو باما کردی

تو بمان و دگران وای به حال دگران

 

رفته چو مه به بمحاقم که نشانم ندهند

هر چه آفاق بجویند کران تا بکران

 

میروم تا که به صاحب نظری باز رسم

محرم ما نبود دیده کوته نظران

 

دل چو آیینه اهل صفا شکنند

که زخود بی خبرند این ز خدا بی خبران

 

دل من دار که در زلف شکن در شکنند

یادگاریست زهر حلقه شوریده سران

 

گل این باغ به جز حسرت و داغم نفرود

لاله رویا,تو ببخشای به خونین جگران

 

ره بیداد گران بخت من اموخت تو را

ورنه دانم تو کجاوره بیداد گران

 

سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن

کاین بود عاقبت کار جهان گذران

 

شهریارا غم آوارگی و در بدری

شور هادر دلم انگیخته چو نو سفران

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید دلم گرفته، ای خدا این روزا هیچکی غیر تو ، درد من ونمی دونه . دلم گرفته، ای خدا حتی صدامم این روزا به ساز من نمی خونه. دلم گرفته ازهمه از این روزای سوت و کور . از این ترانه مردگی، از این شبهای بی عبور. تمام لحظه های دلم زیر هجوم حادثه منتظر یه راهیه تا دوباره به توبرسه . دلم گرفته، ای خدا گریه امونم نمی ده ،چرا دیگه حتی دلم تو رونشونم نمی ده . گناه بی باوری مو ، خودم به گردن می گیرم. اگر نگیری دستامو ، تو دستای غم می میرم . دلم گرفته ، ای خدا واسه رسیدن به تو ،یه فرصت تازه می خوام . دوباره دستامو بگیر ، مثل روزای بی کسی. دلم گرفته ،ای خدا حتی بهشتو نمی خوام
آخرین مطالب
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان عاشقان خدا و آدرس sarein.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان


ورود اعضا:

نام:
وب:
پیام:
2+2

نظرتون راجع به وبلاگ چیست؟

آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 25
بازدید دیروز : 91
بازدید هفته : 255
بازدید ماه : 613
بازدید کل : 5792
تعداد مطالب : 48
تعداد نظرات : 1017
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


<-PollName->

<-PollItems->


                    

خبرنامه وبلاگ: